|
درباره سایت پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان |
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥مهدیه جان♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
عاشق دل شکسته
جمعه 22 مهر 1398(بازدید ), :: 15:18 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید. رمز ادامه مطلب شماره ی مهدیه ادامه مطلب ... یک شنبه 6 فروردين 1391(بازدید ), :: 16:28 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
سلام فقط اومدم بگم مهدیه اندازه ی تمام دنیا دوست دارم.ایشالامنوببخشی مهدیهههههههههههه مهدیه جان خدایااااااا
دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید ), :: 16:38 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
سلام حی نمیدونم از دلم بگم یا.... کاش عید سال پیش بود چون می تونستم به عشقم تبریک بگم... ازوقتی این وبلاگودرست کردم خیلیاخوششون اومدوشایدم خاطرات خودشونو که با عشقشون داشتن به یادشون آورده بعضی ها هم بهم گفتن چمع کن این وبلاگو چون اوناهم از خودکشی من ناراحت بودندولی وقتی باشون حرفیدم اونام راضی شدن که من از روی علاقه ای که به مهدیه داشتم این کارو کردم چون نمی تونستم بدون اون زندگی کنم راستش درسته که عیده ولی برای من عید نیست نه اینکه نخوام نه. چون دلی که ناراحت باشه خنده ی ظاهریش هم ....راستش هر شب و هر روز و وقتی نماز می خونم گریه ام میگره (دل تنگشم)یه روز نشد گریه نکنم به خاطرش هر شب وقتی می خوابم پتورو می کشم سرمو کلی گریه می کنم(به خدادروغ نمیگم)من خودمو مقصر میدونم ولی کاش موقعیتی بود برای جبران ,یه جورایی فک می کنم افسرده گی گرفتم فردا که عیده ولی اصلا خوشحال نیستم .از صبح خیلیا اس ام اس دادنو عیدوبهم تبریک گفتن ولی من جواب هیچ کدومو ندادم ,چون حوصله نمی کنم بعضی از دوستان هم که بهم اس میدادن من نمیدونم چرا ولی حال جواب دادن به اسشونو نداشتم ,راستش از وقتی با مهدیه آشنا شدم دیگه دیگرون برام مهم نبودنو فقط اون برام مهم بود وفقط دوست داشتم فقط به اون اس ام اس بدم. الان که ازش خبری ندارم بدجور عذاب میکشم. راستی عیدواول از همه به مهدیه وخانوادش تبریک میگم واین سال جدیدوبه همه ی شما دوستان وبازدیدکنندگان این وبلاگ تبریک میگم وامیدوارم دلاتوش شاد وپراز محبت برای عشقتون باشه.
بی تو آرزو میکنم لحظه سال تحویل هیچگاه نرسد
جمعه 19 اسفند 1390(بازدید ), :: 17:29 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
سلام یادش بخیر سال پیش کاش همون موقعه ها بود.... امروز19/12/1390 دارم نقشه ی مهد کودک می کشم.قراره فردا به استاد مقدمات تحویل بدم. ظهری که داشتم نماز می خوندم کلی گریه کردم دل بد جور گرفته چرا این ماجراها پیش اومد.... تو رو خدا جان هر کسی که دوست دارید هیچ دختری این کارو با پسر نکنه و البته هیچ پسری عجول نباشه من به اشتباهاتم پی بردم ولی چه فایده دیگه مهدیه نیست که بتونم جبران کنم. دیگه نمی دونم چی بگم. فقط از خدا می خوام کمکم کنه از شما بینندگان هم می خوام برام دعا کنید ایشالا هیچ مشکلی نداشته باشید وبه عشقتون برسید ...
پنج شنبه 18 اسفند 1390(بازدید ), :: 21:28 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل خدایا کمکم کن
جمعه 12 اسفند 1390(بازدید ), :: 16:14 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش جمعه 12 اسفند 1390(بازدید ), :: 15:27 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم جمعه 12 اسفند 1390(بازدید ), :: 15:1 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم عشق اول، عشق آخر، نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم جمعه 5 اسفند 1390(بازدید ), :: 17:27 :: نويسنده : عاشق مهدیه:محمد
نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، نمیخواهم یادم در قلبت روشن باشد بعد خاموش نمیخواهم بگویی که دوستم داری بعد بروی ، نمیخواهم این حرفهای پوچ را برایم بزنی… بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ، نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم کنی گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن! گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش… گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ،تنها یک روزش را در کنارم باش! نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام … دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ، اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ، غرورت را زیر پا بگذار تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ، با من باش تا من تا ابد مال تو باشم ، وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست! نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود، نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ، گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ، گهگاهی به حرفهایش فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری
نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم….
|
|||
|
|